۱۳۹۱ آبان ۸, دوشنبه

تو چه دانى...

يه موقعى سرت رو ميارى بالا و مى بينى انقدر از آدم هاى گذشته ِ زندگى ت متنفرى كه دلت نمى خواد به آدم هاى جديد مجال ِ حضور بدى. اين در حاليه كه مى دونى اين حسى كه دارى هم حتى به نفع همون آدم هاى مزخرف زندگى ته!