۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

"بعد می بینم من همان قدر سخت و چرند شده ام که تو بودی . که هر چیز سادهء پیش و پا افتادهء دوست داشتنی را آن قدر دور می کردی که می شد غیر ممکن ، دست نیافتنی . که ملال آور و دوست نداشتنی . که زندگی این همه سخت نبود . سخت نیست . می آمدی یک رویایی را لحظه به لحظه تعریفش می کردی و می ساختیش توی ذهنم تا فرداش بگویی نمی شود ."
*