۱۳۹۱ شهریور ۲, پنجشنبه

اينك آخرالزمان!

از آخرين دفعاتى كه باهاش صحبت مى كردم هنوز، يه بار ازم پرسيد كه چيكار مى كردم. وقتى جواب دادم كه داشتم Grey's Anatomy تماشا مى كردم، با يك لحنى كه بار تحقير داشت پرسيد كه آيا به اين مجموعه تلويزيونى علاقه دارم. خب جدا از اينكه علاقه داشتم يا نداشتم و اينكه اين ماجرا چه ارتباطى به اون مى تونست داشته باشه، لحنش برام خيلى جالب بود. نه از اين نظر كه دوست داشتم كه تحقير بشم، بلكه به اين خاطر كه چى از ذهن اين آدم تو اون لحظه گذشته بود. چون من فكر مى كنم براى يكى كه الان با كسى يار و همراهه كه ورزش مورد علاقه ش ايروبيكه و خواننده مورد علاقه ش داريوش، خيلى بايد سخت باشه كه بياد در مورد سريالى كه آدمى كه در گذشته باهاش بوده تماشا مى كنه همچين اظهار نظرى كنه. يعنى خب سريال كه مشخصه صرفا براى گذران وقته، ولى شما با همچين آدمى به قصد زندگى نشست و برخاست مى كنى و اصولا نگاهى عميق تر به اين ماجرا بايد به شما نشون بده كه شما اصلا هيچ جايگاهى براى تمسخر هيچ آدمى ندارى و همه چراغ هات تو اين رقابت سوخته و حالا حالاها راه دارى تا به بقيه دور و بريات برسى!
به نظرم واقعا، اينك آخرالزمان!
پ.ن. شايد لازم به توضيح باشه كه من هيچ مشكلى با ايروبيك يا داريوش ندارم و به هر دو علاقه مندم. مشكل من آدميه كه بارها و بارها بر اين نكته تاكيد كرده كه چقدر از دخترهايى كه از ايروبيك به عنوان ورزش مورد علاقه شون نام مى برند بدش مى آد.