ما شما را از اقصى نقاط زندگى مان پاك كرده ايم و حتى اگر ميسر بود آجرپاره اى هم سر راه گذاشتيم تا حتى اگر خواستيد هم نتوانيد تماسى برقرار كنيد!
خب، مدتى گذشته بود از اين ماجرا، در حدى كه از ياد خودم هم رفته باشه كه همچين حركتى انجام دادم. چند شب پشت هم خواب مى ديدم كه آدرس اى ميل شركتى م رو پيدا كردى و پشت هم پيغام مى دى كه بذار باهات تماس بگيرم. اين خواب با جزئيات متفاوت و مضمون مشابه چند شب تكرار شد. به رسم قديم ديوان حافظ رو باز كردم كه ببينم حرف حسابت چيه كه اينجورى خوابم رو آشفته كردى كه اومد:
"حسب حالى ننوشتى و شد ايامى چند
محرمى كو كه فرستم به تو پيغامى چند"
نمى دونم كه هنوز بايد به خواب هام ايمان داشته باشم يا نه و اينكه حافظ هنوز هم بين من و تو نقش چاپار رو بازى مى كنه يا نه...