۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

از رنجى كه مى بريد!

اوهوى! با تو ام روزگار؛
مى خواى بارون بفرست،
زخم ِ معده،
جواب آزمايش،
يا هر چيز منفى ِ ديگه تا خسته بشى!
من از عاشقيت ِ برقرار دست برنمى دارم.
حالا تو هى به خودت فشار بيار.